نقدی بر کتاب (شاعر آیینه ها
در حوزة معانی و مفاهیم
اما در بررسی این کتاب ارزشمند، نباید این نکته را نیز فروگذاشت که جناب دکتر شفیعی بنابر دیدگاه صورتگرایانه خویش، کمتر به حوزة مفاهیم شعر این شاعر نزدیک شدهاند، در حالی که میشد به آن مفاهیم نیز پرداخت، چون به نظر میرسد آنچه بیدل را بیدل کرده، تنها حسّآمیزی و بیان پارادوکسی و امثال اینها نبوده است، بلکه معانی شعر بیدل نیز در این میان دخلی تمام داشتهاند.
البته اگر کتاب صرفاً به مباحث صوری شعر بیدل اختصاص میداشت، جای انتقادی نبود، ولی قضیه این است که در مقالهای از این کتاب، یعنی «بیدل و بیدلگرایان» که ترجمهای است از تحقیق پروفسور یری بچکا، سخنانی دربارة معانی شعر بیدل آمده است که البته نقد و یا حاشیهزدنی جدّی را طلب میکرد. در اینجا بیدل شاعری «منکر اعتقاد به زندگی پس از مرگ و افسانة بهشت و دوزخ» و دارای «نظرگاههای ضدِّ فئودالی» ترسیم میشود که «میان مسلمانان و هندوان تمایزی قایل نیست و غالباً در کنار غیرمسلمانان قرار دارد»(7)
جناب دکتر شفیعی با واکنشی نسبتاً ملایم در برابر این نظرها در پاورقی، در واقع مسؤولیت آن سخنان را از دوش خود برداشتهاند نه این که ارزیابی و داوریای از خود داشته باشند. چنین است که سیمای معنوی بیدل در این کتاب را قدری نارسا و حتی مخدوش مییابیم.
آنچه به این نارسایی افزوده است، جابهجایی توجیهناپذیری است که در ترتیب غزلهای انتخابی در کتاب «شاعر آینهها» رخ داده است، بدین معنی که غزل تحمیدیة «به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا / سر مویی گر این جا خم شوی، بشکن کلاه آنجا» که سرمطلع غزلیات بیدل در نسخههای موجود دیوان اوست، در این گزیده به جای دیگری برده شده است و غزل «ز بادهای است به بزم شهود، مستی ما / که کرد رفع خمار شراب هستی ما» در آغاز گنجانده شده است، غزلی که بیت دومش چنین است:
بگو به شیخ که از کفر تا به دین فرق است
ز خودپرستی تو تا به میپرستی ما
من برای این جابهجایی هیچ توجیهی از نوع ترتیب حروف الفبا یا وزن و قافیه و امثال آن نیافتم. جدا از آن، بعضی از غزلهای خوب بیدل که حاوی نیایش و حمدی بودهاند در این مجموعه غایباند و در عوض، این غزل حاضر است:
این قدر ریش چه معنی دارد
غیر تشویش چه معنی دارد
گزیدة شعرها
باری، چنان که مؤلف محترم یادآور شدهاند، آن شش مقالة ابتدای کتاب، به واقع مقدمهای است برای گزیدهای از غزلها و رباعیهای بیدل که بخش عمدة آن را تشکیل میدهد. اگر این گزیده را با دیگر گزیدههای موجود از بیدل در جُنگها و کتابهای تاریخ ادبیات و امثال اینها مقایسه کنیم، به سلامت ذوق ایشان معترف میشویم.
ولی هیچ انکار نباید کرد که بیدل شاعری است سخت دیرآشنا و همچنان که مؤانست جناب دکتر شفیعی با این شاعر در طول بیست سال تمام اتفاق افتاده است، گزینش دلخواه از شعر او نیز به زودی به دست نمیآید. بسیاری از غزلهای بیدل، تا سالها بسیار معمولی به نظر میرسند و بناگاه با جرقهای از پرده بدر میآیند. چنین است که یک گزیدة شعر بیدل، حتی اگر به کوشش یکی از مسلطترین و خوشذوقترین ادبای عصر هم فراهم آمده باشد، خالی از چند و چون نخواهد بود. این نه از کوتاهی گزینشگر، که از رازوارگی و دیرآشنایی شعر بیدل است.
آقای دکتر شفیعی به درستی گفتهاند که «وقتی حساب ذوق به میان آمد، ذوق هیچکسی برتر از ذوق دیگری نیست. هر کس یا هر گروهی حق دارد ذوق خود را برتر از ذوق دیگران بداند و به همین دلیل، در این انتخاب، نگارنده ادعای هیچ امتیازی برای سلیقة خود ندارد.»(8) ولی به نظر من، انتخابی چنین سنجیده از غزلهای بیدل، نشانگر برتری ذوق جناب دکتر شفیعی بر ذوق بسیاری دیگر از ادباست. فقط بحث در این است که به نظر میرسد گزینش موجود، به تمامی بر مطابقت این گزیده با آن ذوق (که ما نشانههایش را در اینجا و دیگر کتابهای جناب دکتر شفیعی دیدهایم) گواهی نمیدهد. من فقط به دو غزل از بیدل اشاره میکنم، که اولی در کتاب آمده است و دومی نیامده است.
خار غفلت مینشانی در ریاض دل چرا؟
مینمایی چشم حقبین را ره باطل چرا؟
و
تمام شوقیم، لیک غافل که دل به راه که میخرامد
جگر به داغ که مینشیند، نفس به آه که میخرامد
نکتة دیگر قابل تأمل، این است که به نظر میرسد که انس و الفت جناب دکتر شفیعی در مسیر بازخوانی غزلیات حجیم بیدل، به مرور افزایش یافته است، چنان که از حرف «الف»، تعداد غزلهای انتخابی ایشان، 23 غزل از 340 غزل است، یعنی کمتر از هفت درصد، ولی از حرف «ی»، 46 غزل از 200 غزل است، یعنی 23 درصد.(9) این هم میتواند مؤید سخن ما دربارة دیرآشنایی شعر بیدل و انس تدریجی آدمی با شعر او باشد.
ولی با این همه، این گزیده تا حدود بسیاری با انتظارات جوانان شاعرِ علاقهمند بیدل از این شاعر قرابت دارد و هیچ اغراق نیست اگر آن را از بهترین گزیدههای موجود از شعر بیدل بدانیم.
پینوشتها
1. شاعر آینهها، بررسی سبک هندی و شعر بیدل; دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، انتشارات آگاه، چاپ سوم، زمستان 1371، صفحة 14.
2. همان، صفحة 18، مقالة «بیدل دهلوی»
3. همان، صفحة 80، مقالة «مصراع: دریچة آشنایی با بیدل»
4. ادوار شعر فارسی، ویرایش دوم، چاپ اول، انتشارات سخن، تهران، 1380.
5. شاعر آینهها، صفحة 96، مقالة «حافظ و بیدل در محیط ادبی ماورأالنهر در قرن نوزدهم».
6. موسیقی شعر، چاپ دوم، آگاه، تهران 1368.
7. شاعر آینهها، صفحات 82 و 85، مقالة «بیدل و بیدلگرایان»
8. همان، صفحة 12.
9. میپذیرم که در این مورد، نمیتوان بسیار مقیّد به عدد و رقم بود، چون بعضی حروف، به طور طبیعی آمادگی بهتری برای قافیه و ردیف شدن دارند و باز میپذیرم که بیدل در حرف «ی» به نسبت غزلهای خوب بیشتری دارد. ولی در اینجا، نسبت 5 درصد در حرف «ت»، 10 درصد در حرف «د»، 15 درصد در حرف «م» و آنگاه 23 درصد در حرف «ی» (میان غزلهای انتخابی و کلّ غزلها) این سیر افزایشی تدریجی را تأیید میکند، در حالی که میانگین این نسبت در این گزیده ده درصد است، یعنی 282 غزل منتخب از حدود 2850 غزل بیدل.
هرگاه جهل، جهان تو را تاریک کرد؛ کتابی بیافروز...